تازه های سایت
نام نویسی باشگاه نویسندگان سایبری
سر خُمِّ می سلامت ،شکند اگر سبویی!

سر خُمِّ می سلامت ،شکند اگر سبویی!

با پیروزی انقلاب اسلامی، آمریکا که منافع خود را در ایران از دست رفته می‌دید، تلاش‌های گسترده‌ای را برای براندازی این نظام نوپا آغاز کرد. علاوه بر فعالیت‌های گسترده‌ی جاسوسی و ایجاد غائله‌های قومی در نواحی مرزی ایران که با محوریت سفارت آمریکا در تهران سامان‌دهی می‌شد، سازمان جاسوسی آمریکا (CIA) هم طرح فونیکس (phoenix) را برای مقابله با انقلاب اسلامی مردم ایران طرح‌ریزی کرد. بر اساس این طرح، باید سران نظام نوپای اسلامی از میان برداشته می‌شدند تا جمهوری اسلامی به زانو درآید.
هدف در واقع این بود که یک خلأ قدرتی در کشور ایجاد شود و نیروهای سازمان‌یافته‌ی ترورکننده، جایگزین این قدرت شوند. یعنی هرج و مرجی پدید بیاید تا امکان این انتقال قدرت فراهم شود،البته این اتفاق نیفتاد و به عکس موجبات آشکار گشتن فساد اندیشه های بنی صدر و طرفدارانش گردید.
اگر بنا بود این بطلان اندیشه از طریق مباحثات کلامی پیش رود، شاید سال‌ها طول می‌کشید اما با این قبیل ترورها، یک‌شبه و یک‌روزه فساد خود را آشکار ساخت. مردم به این فکر فرو رفته بودند که اگر رقیب حرف حساب دارد پس نیازی به کشتار ندارد!
از جمله بزرگانی که در این طرح ،مورد سوء قصد و ترور منافقین قرار گرفته اند ، شهید دکتر بهشتی است که به مناسبت سالگرد شهادت این بزرگ مرد،در ادامه مختصری از خصائص اخلاقی و بیوگرافی ایشان را از نظر می گذرانید.

 

مختصری از زندگی پرفراز و نشیب آیت الله دکتر شهید بهشتی

شهید سید محمدحسین بهشتی در دوم آبان ۱۳۰۷ هجری شمسی در اصفهان چشم به جهان گشود. وی از چهار سالگی به مکتب رفت و در اندک زمانی قرائت قرآن و خواندن و نوشتن را آموخت و در سال ۱۳۲۱ وارد حوزه علمیه شد. به سال ۱۳۲۵ یعنی در هجدهمین بهار زندگی خود به قم عزیمت کرد و در کنار تحصیل علوم دینی، در سال ۱۳۲۷ موفق به دریافت دیپلم ادبی در امتحانات متفرقه گردید. در همان سال، وارد دانشکده الهیات شد و در سال ۱۳۳۰ با دریافت درجه لیسانس به قم بازگشت و در دبیرستان حکیم نظامی مشغول تدریس زبان انگلیسی شد. در سال ۱۳۳۱ ازدواج نمود که حاصل این پیوند، دو پسر و دو دختر بود. وی در سال ۱۳۳۳، دبیرستان دین و دانش قم را تأسیس نمود و تا سال ۱۳۴۲ سرپرستی آن را برعهده داشت. در فاصله سال‏های ۱۳۳۵ تا ۱۳۳۸، دوره دکترای فلسفه الهیات را گذراند سپس، با شرکت فعال در مبارزات سال‏های ۴۱ و ۴۲ از سوی ساواک مجبور به عزیمت از شهر قم به تهران گردید.
این شهید راست قامت تاریخ ، به پیشنهاد و درخواست آیت‏الله حائری‏ رحمه¬الله و آیت‏الله میلانی ‏رحمه¬الله به هامبورگ عزیمت و سرپرستی مسجد و تشکل مذهبی جوانان آن شهر را عهده‏دار و به فعالیت‏های عمیق دینی و فرهنگی پرداخت. در طی این مدت سفرهایی به عربستان، سوریه، لبنان، ترکیه و عراق(به منظور دیدار امام ‏رحمه¬الله) انجام داد.
سرانجام در سال ۱۳۴۹، به ایران بازگشت و به فعالیت‏های علمی، فرهنگی و سیاسی روی آورد. در این مدت، چندین بار توسط ساواک دستگیر و روانه زندان شد.
در آذرماه ۱۳۵۷ به فرمان امام خمینی ‏رحمه¬الله شورای انقلاب را تشکیل داد و پس از پیروزی انقلاب اسلامی همواره به عنوان رهبر در صحنه‏های سیاسی، اجتماعی به فعالیت می‏پرداخت.
حزب جمهوری اسلامی را با هدف تربیت و شناسایی نخبگان سیاسی فرهنگی پایه‏گذاری نمود.
در تدوین قانون اساسی به عنوان نایب رئیس مجلس خبرگان ایفای نقش می‏کرد.
پس از استعفای دولت موقت در سال ۱۳۵۸، مدتی به عنوان وزیر دادگستری و سپس، از سوی امام خمینی‏ رحمه¬الله به ریاست دیوان عالی کشور منصوب گردید.
وی سرانجام در حین انجام وظیفه در این سمت ‏بود که در شامگاه ۷ تیر سال ۱۳۶۰ در حین سخنرانی در تالار حزب جمهوری اسلامی بر اثر انفجار ساختمان حزب توسط منافقین به همراه کاروان ۷۲ نفره خود به خیل عظیم شهدای کربلا پیوست.

 

خلاصه فعالیت ها و اقدامات شهید بهشتی

  • تأسیس حزب جمهوری اسلامی به عنوان یک نهاد مدنی و مدرن
  • نقش بنیادین و محوری در تدوین قانون اساسی و طراحی نهادهای انقلابی و ساختار نظام جمهوری اسلامی ایران از جمله دستاوردهای ایشان در عرصه مدیریت و سیاست
  • حضور موثر در سازمان برنامه ریزی و تألیف کتب درسی وزارت آموزش و پرورش
  • تدریس در مدارس قم و تهران (آن هم به عنوان معلم زبان انگلیسی)
  • تأسیس دبیرستان دین و دانش به سبک جدید در قم
  • تلاش در جهت تحول نظام آموزشی حوزه های علمیه با توجه به اقتضائات فکری- اجتماعی دوران جدید (به خصوص گنجاندن دروسی چون زبان خارجی، تاریخ، جغرافیا و علوم اجتماعی در برنامه آموزشی حوزه)
  • مشارکت در راه اندازی مدرسه علمیه حقانی با سبک و سیاق جدید
  • تربیت مبلغ خاص برای تبلیغ اسلام در کشورها و مراکز خاص جهانی
  • بررسی دقیق آثار و متون اصیل و دست اول فلاسفه غربی (همچون هگل، کانت و مارکس) به صورت گروهی و دسته جمعی و با استفاده از متخصصان مربوطه
  • نقد منصفانه و واقع بینانه آراء و افکار متفکران مسلمان و روشنفکران ایرانی باحفظ حرمت و شخصیت آنها و به دور از افراط و تفریط
  • پژوهش درباره مقوله شناخت و شناخت شناسی از منظر اسلام، به ویژه از نظر قرآن و فطرت، بررسی راه های مختلف شناخت (مغز و عقل و دل و عشق)
  • توجه به کار ویژه های عقل نظری و عملی با توجه به دیدگاه های متفکران غربی (از جمله کانت و سارتر)
  • به کارگیری روش تحقیق چه در تألیف آثار و چه در سخنرانی های علمی و اهتمام به مباحث معرفت شناسی (همچون سلسله سخنرانی های مسجد هامبورگ درباره محیط پیدایش اسلام)

آثار و تالیفات شهید مظلوم دکتر بهشتى :

  1. خدا از دیدگاه قرآن
  2. نماز چیست ؟
  3. بانکدارى و قوانین مالى اسلام
  4. یک قشر جدید در جامعه
  5. روحانیت در اسلام و در میان مسلمین
  6. مبارزه پیروز
  7. شناخت دین
  8. نقش ایمان در زندگى انسان
  9. کدام مسلک
  10. شناخت
  11. مالکیت

درسهای عبرت آموز از لابلای خاطرات آن یگانه رهبر فرزانه

Dr-B-E

  • الف)خصائص ایمانی-اخلاقی

تجلی ایمان

فرزندش پرسید: در زندگی، به دنبال چه اشخاصی باید حرکت کنیم؟ دکتر پاسخ داد: « در پی کسانی بروید که هر چه به جنبه‏ های خصوصی زندگی آنها نزدیک‏تر می شوید، تجلی ایمان را بیشتر بیابید»

تقویت ایمان و دفاع خداوند

همین که پایمان به شهر رسید، با انبوه دیوار نوشته هایی مواجه شدیم که علیه دکتر بود. الاغ سر راهمان سر بریدند و «مرگ بر بهشتی» و «بهشتی، بهشتی، طالقانی را تو کشتی» گفتند. به همین دلیل در خلال سخنرانی ام به گوشه ا‏ی از جنبه ‏های شخصیتی ایشان اشاره کردم. بعد از جلسه بیش از ۲۲ نامه به دستم رسید که تماماً حرف‏های رکیک و فحش و ناسزا بود. مرا متهم کرده بودند که از یک «آمریکایی» حمایت کرده ‏ام و با او همدست هستم. نوشته بودند خانه ۱۵ طبقه دارد، زن اروپایی دارد و … .
یک روز در مجلس خبرگان به دکتر گفتم شما چرا در مقابل این همه توهین از خودتان دفاع نمی کنید؟ در جواب آیه «إِنَّ اللَّهَ یُدافِعُ عَنِ الَّذِینَ آمَنُوا» را خواند و گفت فلانی! من نباید از خودم دفاع کنم، بلکه باید آنقدر ایمان خودم را قوی کنم که خداوند از من دفاع کند و جواب اینها را بدهد و چون وعده خدا حق است من به این وعده اعتقاد دارم، بعد هم افزود، دفاع خدا را که نمی توان با دفاع ما مقایسه کرد.

سپر بلای امام

«مرگ بر بهشتی»! اونقدر این شعار رو بلند جلوی دادگستری فریاد می زدند که بهشتی به راحتی می شنید. رو کردم به بهشتی که: چرا امام خمینی ساکتند؟ ای کاش جواب این توهین‏ها را می دادند. بهشتی گفت: برادر! قرار نیست در مشکلات از امام هزینه کنیم، ما سپر بلای اوییم، نه او سپر ما.

سرپیچی از قانون‏

چراغ قرمز اول رو که رد کرد، بهشتی خیلی تحمل کرد که چیزی نگه. دومین چراغ بود که دیگه صداش در اومد. گفت: اگه از این هم بگذری دیگه نمی شه پشت سرت نماز خواند. تکرار گناه صغیره … .
طرف با حالت حق به جانبی گفت: اینها قانون طاغوته باید سرپیچی کرد. بهشتی با ناراحتی دست گذاشت رو داشبورد و محکم گفت: اینها قوانین انسانیه، عین انسانیت … .

شعار حرام

گفتند حالا که «مرگ بر شاه» همه گیر شده، شعار جدید بدیم. «شاه زنازاده است، خمینی آزاده است». آشفته شده بود. گفت: رضاخان ازدواج کرده، این شعار حرام است. از پلکان حرام که نمی شود به بام سعادت حلال رسید.

محبت ولایت علی ابن ابی طالب (ع)

با جدیت می گفت: بهشتی سنّیه! «اشهد ان علی ولی الله» رو نمی گه. یکی از شاگردان بهشتی گفته بود شب بیا پشت سرش نماز بخون تا بفهمی اشتباه می کنی. به بهشتی هم سپرده بود که فلانی می آید این جمله رو بلند بگو. آن شب بهشتی اذان و اقامه رو گفت ولی خبر از این جمله نشد. شاگردش اعتراض کرد که هر شب می گفتی، حالا امشب چرا؟ گفت: اگر امشب می گفتم به خاطر اون آقا بود ولی من که همه وجودم محبت به علی علیه السلام است چرا باید بری یک نفر بگویم.

قنوت

روز هفتم تیر، بر خلاف هر روز، لباده نپوشید؛ صبح غسل شهادت کرد و یه خداحافظی گرم هم با بچه ‏ها. چقدر الآن دلتنگ قنوتش شدیم؛ دلتنگ اون دعی «الهی و سیدی و مولی تفضّل علی من الائک و نعمائک و لا تکلنی الی نفسی و الی احد من خلقک».

بوی بهشت

نماز را که خواندیم و بیرون آمدیم. دکتر برای تجدید وضو رفت و برگشت. جلسه حساسی بود، از هر سه قوه آمده بودند. مدت کوتاهی نگذشته بود که ایشان هم به جمع حاضر پیوست. از گوشه و کنار جلسه هر کس یک چیزی می گفت.
- حاج آقا امشب خیلی نورانی شده ‏اید.
- چشم شما قشنگ می بیند.
بعد از تصویب تغییر دستور جلسه، قرعه آغاز بحث به نام دکتر افتاد. ایشان پشت تریبون رفت و درباره انتخاب رئیس جمهور صحبت کرد. ده دقیقه‏ ای از آغاز نطق دکتر می گذشت و ساعت ۲۰:۸ را نشان می داد. دکتر مکثی کرد و به مستمعین دور تا دور جلسه نگاه کرد و وقتی از همراهی ایشان با بحث مطمئن شد، یکباره گفت: بچه‏ ها بوی بهشت می آید. آیا شما هم این بو را استشمام می کنید؟ در همین لحظه انفجار مهیبی حزب جمهوری را لرزاند و ساختمان فرو ریخت.

  • ب)برخی مواضع سیاسی-اجتماعی

تفاوت سیاست بازی و سیاستمداری

من هیچ وقت سیاست باز نبوده ام و از سیاست بازی متنفر بوده ام. من همیشه به ایفای وظیفه سیاسی معتقد بوده ام و حال هم هستم.
سیاست بازی یعنی: خودپرستی، مقام پرستی، سودپرستی، یعنی فدا کردن مصالح در راه مسائل شخصی، دروغ زنی و دروغگویی، اینها همه ضد اخلاق اسلامی است.
ایفای نقش سیاسی یعنی به اندازه و توانایی و در حدود شرایط وظیفه و سهم خود را در بهتر اداره کردن جامعه انجام دادن. همانطور که امام هم فرموده اند سیاست و عبادت یکی است.

هدف از تاسیس و پرورش حزب جمهوری اسلامی

حزب تا وقتی برای ما ارزش دارد که در خدمت انقلاب اسلامی و بقا و دوام و شکوفایی جمهوری اسلامی ایران باشد. ما بدان دلیل به حزب جمهوری اسلامی علاقه مندیم که او را یک سازمان موثر در دوام انقلاب اسلامی و پیشرفت جمهوری اسلامی می دانیم.

تبیین مقام شهید بهشتی از دیدگاه مقام معظم رهبری

بهشتی مظلوم زیست و مظلوم مرد، به خاطر این‏که در دوران زندگی‏ اش کسی به عمق و والایی شخصیت این مرد پی نبرد.
شهید بهشتی واقعا یک انسان برجسته‏ای بود در همه ابعاد.

بهشتی مظلوم از زبان امام خمینی

Dr-beheshtiآخرین فراز این نوشتار، کلام مقتدای سید شهید، امام راحل ‏قدس سره است که با هم می خوانیم:

  • «اشخاصی بودند که آن قدری که من از آنها می شناسم، از ابرار بوده ‏اند؛ از اشخاص متعهد بوده‏ اند که در رأس آنها مرحوم شهید بهشتی است. ایشان را من بیست سال بیشتر می شناختم. مراتب فضل ایشان و مراتب تفکر ایشان و مراتب تعهد ایشان بر من معلوم بود و آنچه که من راجع به ایشان متأثر هستم، شهادت ایشان در مقابل او ناچیز است و آن، مظلومیت ایشان در این کشور بود. مخالفین انقلاب، افرادی(را) که بیشتر متعهدند، مؤثرتر در انقلابند، آنها را بیشتر مورد هدف قرار داده‏ اند. ایشان مورد هدف اجانب و وابستگان به آنها در طول زندگی بود. تهمت‏ها، تهمت‏های ناگوار به ایشان می زدند. از آقای بهشتی اینها می خواستند موجودی ستمکار دیکتاتور معرفی کنند؛ در صورتی که من بیش از بیست سال ایشان را می شناختم و در این مدت، حتی ندیدم یک کلمه ازکسی غیبت کند و بر خلاف آنچه این بی انصاف‏ها در سرتاسر کشور تبلیغ کردند و مرگ بر بهشتی گفتند: من او را یک فرد متعهد، مجتهد، متدین، علاقه‏مند به ملت، علاقه‏مند به اسلام و به درد به خور برای جامعه خود می دانستم».
  • ملت ایران در این فاجعه بزرگ ۷۲ تن بی‏گناه به عدد شهدای کربلا از دست داد.
  • «می‏خواهید با شهادت رساندن عزیزان ما، این ملت فداکار را از صحنه بیرون کنید. شما تا توانستید به فرزندان اسلام، چون شهید بهشتی و شهدای عزیز مجلس و کابینه با حربه ناسزا و تهمت‏های ناجوان‏مردانه حمله کردید که آن‏ها را از ملت جدا کنید و اکنون که آن حربه از کار افتاده و کوس رسوایی همه‏تان بر سرِ بازارها زده شد، در سوراخ‏ها خزیده و دست به جنایاتی ابلهانه زده‏اید که به خیال خام خود، ملت شهید پرور و فداکار را با این اعمال وحشیانه بترسانید و نمی‏دانید که در واژه شهادت، واژه وحشت نیست»

 

.

.

پی نوشت ها(با اندکی تلخیص و تصرف):

گزارش هادی سجاری پور،۶تیرماه ۱۳۹۱،ناشر:پایگاه اطلاع رسانی دفتر آیت الله خامنه ای (مد‌ظله‌العالی)
پایگاه اطلاع رسانی حوزه
نشریه مهر خوبان
نشریه الکترونیکی پرسمان
آرشیو پرسش و پاسخ های دینی جواب
آرشیو خبری روزنامه کیهان-دوشنبه ۷ تیرماه ۱۳۸۹-شماره ۱۹۶۸۰
آرشیو خبری روزنامه کیهان-سه شنبه ۶ تیرماه ۱۳۹۱-شماره۲۰۲۴۱

با پيروزي انقلاب اسلامي، آمريكا كه منافع خود را در ايران از دست رفته مي‌ديد، تلاش‌هاي گسترده‌اي را براي براندازي اين نظام نوپا آغاز كرد. علاوه بر فعاليت‌هاي گسترده‌ي جاسوسي و ايجاد غائله‌هاي قومي در نواحي مرزي ايران كه با محوريت سفارت آمريكا در تهران سامان‌دهي مي‌شد، سازمان جاسوسي آمريكا (CIA) هم طرح فونيكس (phoenix) را براي مقابله با انقلاب اسلامي مردم ايران طرح‌ريزي كرد. بر اساس اين طرح، بايد سران نظام نوپاي اسلامي از ميان برداشته مي‌شدند تا جمهوري اسلامي به زانو درآيد. هدف در واقع اين بود كه يك خلأ قدرتي در كشور ايجاد شود و نيروهاي سازمان‌يافته‌ي…

بازنگری

امتیاز کل

خلاصه: نوشتار فوق سعی بر معرفی ابعاد شخصیتی،علمی و عرفانی شهید آیت الله دکتر شهید بهشتی داشت. در ادامه با برخی مواضع ، اقدامات ، تالیفات و سخنان حکیمانه ی این بزرگوار آشنا گشتیم.

امتیاز کاربران: 4.88 ( 2 رای)
0

پاسخ دهید

ایمیل شما منتشر نخواهد شد.


5 + پنج =

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>