تازه های سایت
خانه » آخرین عناوین باشگاه نویسندگان سایبری » حکمت و معرفت(فرهنگی) » پاسخ به شبهات مطرح شده پیرامون علامه مصباح در رسانه های زنجیره ایی
نام نویسی باشگاه نویسندگان سایبری

پاسخ به شبهات مطرح شده پیرامون علامه مصباح در رسانه های زنجیره ایی

 

1394-08-27_11-54-43

 

 

انتخابات آینده مجلس باعث شده که رسانه های زنجیره ایی تخریب بر علیه گفتمان علامه مصباح بیشتر کنند/آقایان بهتر است برای یکبار هم که شده کتاب جامعه مدرسین از آغاز تاکنون را مطالعه کنند/جرم علامه مصباح «انقلابی بودن و انقلابی ماندن» است

صابرنیوز نوشت: این روزها بار دیگر شاهد تهاجم سنگین و غیر منصفانه‌ای از سوی مدعیان اصلاح طلبی به آیت ا… مصباح هستیم که در فضای مجازی، روزنامه‌ها و سایت هایشان در جریان است. این عده که به جای ارائه سند و استدلال، بیش‌تر به جوسازی و هیاهوی رسانه‌ای روی آورده‌اند با ترتیب دادن مصاحبه با برخی شخصیت‌های همسو که سرانجام به تیتر اول سایت هاشمی رفسنجانی تبدیل می‌شود، می‌کوشند این گونه وانمود کنند که آیت ا… مصباح انقلابی نبوده و در انقلاب هیچ نقشی نداشته است، در جبهه و جنگ حضور نداشته و قس علی ذالک….

 

درباره اظهارات فوق نکاتی چند شایان توجه است:

۱. انگیزه تشدید حملات در این برهه برای چیست؟ به نظر می‌رسد باتوجه به این‌که انتخابات مجلسین خبرگان رهبری و شورای اسلامی در پیش است و وحدت اصولگرایان با محوریت فقهای ثلاث حضرات آیات آقایان یزدی، موحدی و مصباح یزدی در حال شکل‌گیری است؛ جریان مدعی اصلاح‌طلبی که پیروزی خودش را در سایه اختلاف‌افکنی می‌بیند و در انتخابات ریاست جمهوری یازدهم نیز به دلیل اختلاف افکنی میان اصول گریان با فاصله اندک و رای لب مرزی به حاجت نسبی خود رسید، در صددند تا بار دیگر با همان استراتژی، انتخابات مجلسین را ببرند و به خیال خودشان به آرزوی تغییرات اساسی در نظام که در فتنه ۸۸ دست نیافتند دست یابند. این جماعت از یک سو، وحدت را هدف قرار می‌دهند و با ترتیب دادن مصاحبه‌هایی در رسانه‌هایشان آن را غیرعملی معرفی می‌کنند و از این راه با ایجاد امید در دل همراهانشان و دمیدن روح یاس در دل اصول‌گرایان می‌خواهند به اهداف از پیش تعیین شده برسند و از سوی دیگر با ایراد اتهام‌های فوق به آیت ا… مصباح، و ترور شخصیت ایشان یکی از پایه‌های محور اصول گرایی را در هم شکسته، پشتوانه لیست را بی اعتبار کنند. البته بی تردید برای دو فقیه دیگر نیز برنامه‌ای دارند که به تدریج اجرا می‌کنند. ولی این جماعت مطمئن باشند که تبلیغات آن‌ها در اصول گرایان اثر معکوس خواهد گذاشت؛ زیرا آن‌ها به خوبی می‌دانند دشمنی جبهه مدعیان اصلاح طلبی بر ضد هر کس صورت بگیرد برای او ارزش است؛ چرا که حمایت‌های سیاسی و مالی امریکایی‌ها از این جماعت بسیار روشن و صریح است. مردم این‌گونه دشمنی‌ها را جدای از دشمنی استکبار به حساب نمی‌آورند.

 

sivW6mk9

۲. جالب است که اتهام‌های این جماعت نسبت به آیت ا… مصباح نیز متناقض است یک بار سایت آقای هاشمی از مهندس غرضی نقل می‌کند: «یکی از مشکلاتی که میان آیت‌ا… هاشمی و آیت‌ا… مصباح وجود دارد سر همین مسائل است. این ایراد مال سال ۵۰ نیست، مربوط به ١۵ خرداد ۴۲ و جریان امام است. حرف آقای هاشمی در مورد آقای مصباح درست است. آقای مصباح جزو کسانی است که در حوزه وقتی ماجرای ١۵ خرداد پیش می‌آید و خونریزی می‌شود ایشان کنار می‌رود و روش را تایید نمی‌کند. روش امام و مبارزه و کشته شدن را تایید نمی‌کند. او از سال ۴٢ به بعد دیگر وارد معرکه نمی‌شود.» ولی همان سایت به نقل از آقای صنعتی می‌نویسد: «دیداری با آیت‌ا… هاشمی رفسنجانی فراهم آمد. در آن جا از ایشان نیز کیفیت این ماجرا را جویا شدم. حکایت ایشان از این ماجرا گرچه با نقل قول آقای کروبی و نیز آن چه اخیراً منتشر شده است، تفاوت‌هایی در برخی تعابیر داشت. اما وجه مشترک همه‌ آن‌ها عدم همراهی آیت‌ا… مصباح با انقلاب بود. من در آن جلسه اشکال کردم که اعلامیه‌های متعددی از سال ۴۲ وجود دارد که حاکی از همراهی آقای مصباح با نهضت است. آقای هاشمی گفتند: بله! من هم در خاطراتم به برخی از فعالیت‌های ایشان اشاره کرده‌ام اما این مربوط به یک مقطع خاص بود و بعد ادامه پیدا نکرد. من باز اشکال کردم که حتی در سال‌های ۵۶ و ۵۷ اعلامیه‌هایی با امضای ایشان موجود است. آقای هاشمی پاسخ دادند: از سال ۴۶ تا ۵۶ چه چیزی هست؟! بعد اضافه کردند که در سال ۵۶ و ۵۷ خیلی‌ها همراه شدند؛ اما از ۴۶ تا ۵۶ ایشان همراهی نمی‌کردند.»

برای پاسخ به این گونه تناقض گویی‌ها کافی است به کتاب “جامعه مدرسین از آغاز تاکنون” مراجعه کرد. در سال ۸۷ و پس از مطرح شدن چندین‌باره شایعات این چنینی علیه آیت ا… مصباح توسط علی اکبر محتشمی‌پور، سیدمحسن صالح مدیر سیاسی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم که در تدوین مجموعه ۸ جلدی “جامعه مدرسین از آغاز تاکنون” نقش اساسی دارد طی مصاحبه‌ای اعلام کرد: «بر خلاف ادعای محتشمی پور که می‌گوید “آیت ا… مصباح یزدی از سال ۴۳ و در اوج قیام مردمی علیه رژیم منحوس پهلوی هیچ نقشی در نهضت امام خمینی(ره) نداشته و صرفا به درس و بحث‌های علمی پرداخته است”، بیانیه‌های مدرسین حوزه علمیه قم در طول سال‌های ۴۲ تا ۵۷ نشان می‌دهد آیت ا… مصباح یزدی بیش از برخی چهره‌های فعال سیاسی پای بیانیه‌های این تشکل را امضاء کرده است. از مجموع ۱۰۷ بیانیه جامعه مدرسین حوزه عملیه قم، ۶۰ بیانیه به صورت جمعی صادر شده و فاقد امضاء است اما از میان ۴۰ بیانیه دارای امضاء، آیت ا… مصباح یزدی ۱۶ بیانیه را امضاء کرده است؛ در حالی که آقای هاشمی رفسنجانی ۶ بیانیه، آقای قدوسی ۱۱ بیانیه و شهید مفتح نیز ۶ بیانیه را امضاء کرده‌اند و این نشان می‌دهد آیت ا… مصباح یزدی بعد از آقای خلخالی که ۲۰ بیانیه را امضاء کرده بود، نقشی پررنگ در زمینه صدور بیانیه‌های انقلابی داشته‌اند.»

اما درباره ادعای آقای هاشمی رفسنجانی که از سال ۴۶ تا ۵۶ امضایی وجود ندارد خوب است به همان کتاب فوق مراجعه شود؛ در این صورت خواهید دید که در این مدت به دلیل شرایط خفقانی که وجود داشت کم‌تر بیانیه‌ای منتشر می‌شد ولی اگر بیانیه‌ای منتشر شده امضای آیت ا… مصباح نیز پای آن وجود دارد. مورخ بزرگ انقلاب اسلامی آقای سیدحمید روحانی امضای آیت ا… مصباح پای بیانیه‌ها و اعلامیه‌های طلاب و فضلای حوزه در سال‌های پس از سال ۴۶ را دلیلی دیگر بر رد ادعای هاشمی مبنی بر تحریم مبارزه توسط ایشان عنوان کرده و می‌گوید: «ایشان در سال ۱۳۴۹ پس از رحلت آیت ا… حکیم اعلی ا… مقامه در تلگرامی که نسخه‌ای از آن را اکنون می‌بینید مرجعیت امام را تأیید می‌کنند آیا ایشان مبارزه با شاه را حرام می‌دانستند و مرجعی را که طلایه دار مبارزه با شاه است تأیید کردند؟! آیا ایشان در سال ۴۸ مبارزه را حرام می‌دانستند و در سال ۴۹ در استواری مرجعیت امام می‌کوشند؟ آقای هاشمی در این نسبتی که به آقای مصباح می‌دهد که مبارزه با شاه را حرام می‌دانست صد درصد نادرست می‌گوید.»

۳. نکته دیگری که باید مورد توجه قرار گیرد این است که اگر مبارز بودن اصل مهمی است که هست، آیا همه آن‌هایی که امروز در عرصه سیاسی کشور اظهار نظر می‌کنند دارای سوابق مبارزاتی روشنی هستند؟ رئیس جمهور اسبق که رهبری جبهه اصلاحات را به عهده دارد و ۸ سال زمام اجرایی کشور را به عهده گرفته بود و امروز نیز مورد علاقه شدید این جبهه اصلاحات است، از چه سوابق مبارزاتی برخوردارند؟

 

3177140810783878032

۴. یکی دیگر از شبهات این است که آیت ا… مصباح در دفاع مقدس نقشی نداشته و سابقه حضور در جبهه ندارد. شکی نیست که حضور در میدان دفاع مقدس از افتخارات بزرگ ماست و همواره به آن افتخار می‌کنیم و آیت ا… مصباح نیز در حدی که موجب تقویت روحیه رزمندگان جبهه‌ها بشود مانند دیگر علما همچون حضرات آیات مشکینی، صدوقی، مدنی در کنار رزمندگان حضور پیدا کرده اند؛ تصاویر آن نیز موجود و بعضا منتشر شده است. ولی اگر منظور از حضور در جبهه، جنگیدن باشد، کدام یک از علما و بزرگان این گونه بوده‌اند و کدام کشوری این‌گونه سرمایه‌هایش را برای درگیری مسلحانه به خط مقدم می‌برد؟ آیا خود آقای هاشمی که جانشین فرماندهی کل قوا بوده است همانند دیگر فرماندهان و سربازان در خط مقدم می‌جنگیده یا در اتاق فرماندهی وظیفه خودش را انجام می‌داده است؟ بی تردید اگر فرمانده‌ای که می‌تواند نقش مهمی در فرماندهی جنگ ایفا کند بخواهد همانند سرباز در خط مقدم بجنگد، مورد تایید عقلای عالم قرار نمی‌گیرد. البته اگر روزی ضرورت پیدا کند همه مردم، علما و حتی مراجع عظام تقلید نیز باید سلاح به دست بگیرند و به دفاع برخیزند ولی در حالتی که چنین ضرورتی پیدا نشود لازم نیست همه امور کشور تعطیل شود و همه به خط مقدم جبهه بروند بلکه عده‌ای به اندازه کفایت باید به جبهه بروند و بقیه از آن‌ها پشتیبانی کرده و عده‌ای برای آینده کشور و انقلاب برنامه ریزی کنند؛ همچنان که کسانی مانند شهید بهشتی و شهید باهنر و شهید رجایی و ده‌ها شخصیت برجسته دیگر در اوج دفاع مقدس به امور دیگری غیر از جنگ مشغول بودند. اگر نبود فعالیت‌های آن روز بزرگان در حوزه‌های علمیه، امروز چه کسانی در برابر شبهه پراکنی‌هایی که عمدتا از سوی جریان فتنه و وابستگان به غرب و شرق برضد دین و انقلاب مطرح می‌شود، به دفاع بر می‌خاستند؟ البته روشن است که انگیزه اصلی حملات این جماعت به شخصیت‌هایی مانند آیت ا… مصباح این است که چرا چنین شخصیت‌هایی با تربیت شاگردان و تالیف کتاب‌ها، جلوی تاثیر شبهات آن‌ها را گرفته و نگذاشته‌اند آن‌ها به اهداف‌شان دست یابند.

۵. نکته مهم‌تر این‌که انقلابی بودن مهم است و می‌تواند به عنوان یک شاخص مهم برای سنجش افراد و شخصیت‌ها باشد ولی مهم‌تر از انقلابی بودن، انقلابی ماندن است. چه بسیار کسانی که در انقلاب‌های بزرگ، نقش‌های مهم و کلیدی داشته‌اند ولی پس از انقلاب و در شرایط رسیدن به قدرت، و چشیدن چرب و شیرین دنیا، از حالت انقلابی خارج و به ضد انقلاب بلکه به عنصر وابسته به دشمن برای نابودی انقلاب تبدیل شده‌اند. بررسی تاریخ نشان می‌دهد کسانی که سال‌ها در رکاب پیامبر خدا(ص) شمشیر کشیدند و از انقلابیون بنام آن روز بودند که پیامبر(ص) به آن‌ها لقب سیف الاسلام بخشید، پس از پیامبر(ص) از انقلاب دست کشیدند و با وسوسه‌های دشمنان پیامبر(ص) در برابر امام زمانشان جنگ جمل راه انداختند و چه خون‌ها که نریختند و چه جنایت‌هایی که نکردند! برخی از آن‌ها نیز در غصب خلافت امیرالمومنین(ع) و تشکیل شورای رهبری کوشیدند تا آن‌ها هم جزو اصحاب شورا باشند و باغصب خلافت، به جایی رسیدند که برای حمل طلا و نقره هایشان ده‌ها شتر به کار می‌گرفتند. آقازاده‌های برخی اصحاب مانند سعد ابی وقاص نیز در کربلا فرماندهی جنگ با اباعبدالله(ع) را به عهده گرفته و از جانباز جنگ صفین شمربن ذی الجوشن استفاده کرده و امام مظلوم را سر بریدند.

در انقلاب اسلامی ایران نیز گروه‌ها و شخصیت‌هایی بودند که در مبارزات بر ضد رژیم طاغوت چه زجرها که نکشیدند و در زندان‌های رژیم طاغوت چه شکنجه‌ها که ندیدند و چه تبعیدها که تحمل نکردند؛ ولی پس از انقلاب اسلامی فتنه‌ها کردند و خون‌ها ریختند. برای نمونه می‌توان به اعضای سازمان مجاهدین خلق[منافقین] که در قبل از انقلاب مورد حمایت برخی علما و آقای هاشمی رفسنجانی بودند و آن‌ها را مورد حمایت‌های مالی و سیاسی خود قرار می‌دادند اشاره کرد که پس از انقلاب اسلامی، به رهبری مسعود رجوی که روزی از دوستان آقای هاشمی بود، دستشان به خون‌های پاک بزرگانی چون شهید بهشتی و یارانش و شهدای محراب و بیش از ۱۷ هزار نفر از مردم انقلابی ایران آغشته گردید و در دوران جنگ تحمیلی و دفاع مقدس در کنار صدام و حزب بعث عراق در ریختن خون ملت ایران نقش آفرینی می‌کردند و اکنون نیز سال‌هاست که به نوکری مستقیم امریکا و اسرائیل بر ضد ملت انقلابی ایران مشغول توطئه هستند.

سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی نیز که روزی در برابر سازمان منافقین به دفاع از انقلاب اسلامی می‌پرداخت و اعضای آن در پیدایش انقلاب و حفظ و بقای آن تلاش‌های گسترده‌ای داشتند و در برابر کسانی که طرح رابطه با امریکا را مطرح می‌کردند با صدور بیانیه‌های تندی می‌ایستادند، در سال ۸۸ در صف اول فتنه حضور داشتند و امروز نیز از طرفداران جدی دوستی با شیطان بزرگ می‌باشند. برخی اشخاص مانند حجت الاسلام لاهوتی، آیت‌ا… منتظری، مهاجرانی، کروبی، موسوی خویینی‌ها، میر‌حسین موسوی و ده‌ها نفر دیگر نیز از انقلابیونی هستند که در جبهه پشیمانان از انقلاب قرار دارند و بعضا در راستای اهداف دشمن حرکت می‌کنند و با هماهنگی امریکا و سفارت‌های فرانسه وانگلیس و مرتجعین منطقه در جهت براندازی نظام اسلامی کوشیده‌اند که البته با تودهنی ملت در ۹ دی مواجه و شکست سنگینی نیز متحمل شدند. آیا آقای هاشمی رفسنجانی که روزی از مبارزان صف اول انقلاب بوده است، بر همان مشی انقلابی خود باقی مانده است یا در جبهه پشیمانان تعریف شده، از این‌که روزی بر ضد امریکا مبارزه کرده‌اند اظهار پشیمانی می‌کنند؟ آیا ایشان که آن روزها درباره فلسطین کتاب می‌نوشتند و از آرمان فلسطین دفاع می‌کردند بر همان عهد خود باقی هستند؟ یا با زیر سوال بردن جبهه مقاومت، مساله اسرائیل را مرتبط با اعراب می‌دانند و می‌گوید ارتباطی به ما ندارد؟ آیا اظهارات آقای هاشمی در باره ایالات متحده و کنار گذاشتن شعار مرگ بر امریکا با روحیه انقلابی‌گری سازگاری دارد؟ ظاهرا راز حملات این جبهه به آیت ا… مصباح این است که چرا ایشان انقلابی مانده است و چرا در پشت سر رهبری ایستاده و همانند افسری آگاه و پرصلابت، به دنبال اجرای دستورات ولی فقیه زمان است.

با علی در بدر بودن شرط نیست

ای برادر نهروان در پیش روست

۶-بعد از توهین های محسن غرویان،محتشمی پور به علامه مصباح یزدی باز فردی ساده لوح تر از قبلی ها که مدعی اخلاق هم هستند،دست به تخریب شخصیت کسی زده است که رهبری او را در موردش تاکیداتی بی مانندی مطرح نمودند.

 

29222_489

مقام معظم رهبری در اوج حملاتی که در محافل و نشریات مختلف به آیت الله مصباح وارد می شد، فرمودند:

«بنده نزدیک به چهل سال است که جناب آقای مصباح را می شناسم و به ایشان به عنوان یک فقیه، فیلسوف، متفکر و صاحبنظر در مسائل اساسی اسلام ارادت قلبی دارم اگر خداوند متعال به نسل کنونی ما این توفیق را نداد که از شخصیت هایی مانند علامه طباطبایی و شهید مطهری استفاده کند، اما به لطف خدا این شخصیت عزیز و عظیم القدر، خلاء آن عزیزان را در زمان ما پر می کند.» (روزنامه ی جوان، ۱۴ شهریور ۷۸، صص۱-۲)

چیزی که از دشمنان قسم خورده روحانیت تا شخصیت پراگماتیستی هاشمی رفسنجانی و خاندان او و اعوان و انصارش و متاسفانه برخی شخصیت های ساده لوح به نقطه اشتراک رسیده اند،«تخریب شخصیت علامه مصباح یزدی» است اما رهبری ریشه همه اینها را یکی می داند و می فرمایند:

« «این هجوم های تبلیغاتی را که به شخصیت های برجسته، به انسان های والا و با اخلاق برجسته می کنند، اینها همه اش نشان دهنده ی اهداف و نیات دشمن است. یک نفر مثل جناب آقای مصباح که حقیقتاً این شخصیت عزیز، جزو شخصیت هایی است که همه ی دلسوزان اسلام و معارف اسلامی از اعماق دل بایستی قدردان و سپاسگزار این مرد عزیز باشند، مورد هجوم تبلیغاتی قرار می گیرند … حرف رسا و نافذ، منطق قوی و مستحکم هر جایی که باشد، آنجا را دشمن زود تشخیص می دهد، چون حسابگر است دشمن آنجا را خوب می شناسد و به مقابله اش می آید با مرحوم شهید مطهری هم همین جوری برخورد کردند امروز شهید مطهری در دنیا نیست البته امروز هم بعضی ها هم شهید مطهری را رها نمی کنند حتی امروز هم به او تهاجم می کنند لکن آن روزی که زنده بود، آن کسانی که بودند و دیده اند، می دانند که با آن شهید عزیز چه کردند؛ چه اهانت ها، چه ناشایست ها و ناسزاها که به آنچه ره ی مطهر و منور زده شد…» (مجله ی اشراق اندیشه، ش اول، هفته نامه ی پرتو سخن، ۲ آذر ۷۹.)

پاسخ دهید

ایمیل شما منتشر نخواهد شد.


هشت + = 17

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>