تازه های سایت
نام نویسی باشگاه نویسندگان سایبری

عزم راسخ در ترک گناه

در زمینه گناه و انحراف عملی و زمینه های آن می توان گفت: خطا و گناه آدمى، ریشه در ناآگاهی، دنیا دوستى، گرایش افراطى به لذت هاى مادى و طبیعى و در ضعف عقلانی و ایمانی انسان دارد. در روایت است که دوستی دنیا سرآمد هر خطا است.(کافی، ج ۲، ۱۳۶)

بنابراین اگر کسى بخواهد دلش را از گناه خالى کند، باید با ریشه های آن بستیزد و بکوشد که از شدت محبت دنیا در دلش بکاهد و گرایش به لذت هاى طبیعى را در نفس خویش تعدیل نماید و در جهت تقویت آگاهی و عقلانیت خود بکوشد.

اگر چنین کند، با استعانت از خداى متعال، مى تواند دلش را از گناه خالى کند و به جاى آن محبت خداى بزرگ و اولیاى او را جایگزین نماید.

علماى اخلاق مى گویند: منشا و انگیزه گناهان، سه قوه است : قوه شهویّه، قوه غضبیّه، قوه وهمیّه.

قوه شهویّه، انسان را به افراط در لذت خواهى نفسانى، مى کشاند، که سرانجامش، غرق شدن در فحشا و زشتى ها است.

قوهّ غضبیّه، انسان را به ظلم، طغیان، آزار رسانى و تجاوز، وادار مى کند.

قوهّ وهمیّه، برترى طلبى، انحصار جویى، تکبر و روح خودخواهى را در انسان زنده مى کند و او را به گناهان بزرگى وارد مى نماید.

اگر با دقت بررسى کنیم در مى یابیم اکثر گناهان (اگر نگوییم همه ى گناهان) به این سه قوه باز مى گردند.

این سه قوه در وجود انسان لازم است، ولى اگر کنترل وتعدیل نشود و به افراط و تفریط کشانده شود، سرچشمه ى گناهان بسیار خواهد شد.

براى توضیح بیشتر به این مثال توجه کنید: آب، در عین حال که مایه حیات تمامی جانداران از انسان، حیوان و گیاه مى باشد، اگر مهار نشود به صورت سیلابی جریان می یابد و باعث نابودی حیات بشر می شود ؛ بنابراین حتی این پدیده حیات بخش نیز نیاز به سد سازی و مهار دارد و در صورتی برای بشد مفید خواهد بود که به هنگام نیاز در کانال کنترل شده خاصی قرار گیرد و از دریچه مخصوصی، به مقدار نیاز، جریان یابد، در غیر این صورت طغیان می کند و دیوانه وار به باغ ها و کشتزارها و خانه ها سرازیر شده و همه را ویران خواهد ساخت.

در مورد انسان نیز، نیروى غضب براى دفاع و شهوت براى بقاى نسل لازم است، ولى اگر این دو غریزه بر اثر افسار گسیختگى طغیان کنند، موجب بروز جنایات ویرانگر و انحرافات جنسى و بى عفتى خواهند شد.

در نتیجه اگر بخواهیم وجود خویش را از آلودگى گناه، حفظ کنیم، راهی جز کنترل و تعدیل غرایز و تمایلات نفسانى نداریم.

البته علاوه بر هوای نفس و نیروهای غریزی درونی که زمینه افراط و انحراف عمل و گناه را فراهم می کند، عوامل بیرونی همچون شیطان هاى انس و جن، جاذبه هاى فریبنده دنیا، اطاعت از طاغوت ها و سد کنندگان راه خدا و همنشینى با منحرفان نیز در تحریک انسان به سمت گناه نقش دارند.

برای حل مشکل:

در درجه اول باید به این نکته واقف باشیم که ترک گناه و رعایت تقوی یک فرایند تدریجی و دراز مدت است، راهی است که باید با استقامت و تحمل فراوان طی نمود و اینگونه نیست که بتوان یک شبه آن را پیمود و در درجه بعدی بدانیم که راه اصلی آن تقویت مبادی اختیار؛ یعنی آگاهی و آزادی در انسان است و بدون آگاهی و اراده قوی و آزاد، کنترل نهایی نفس برای انسان ممکن نیست.

حتما توجه دارید که پرسش شما در حقیقت ناظر به کشف راز عصمت در انبیاء الهی و عدالت در عالمان وارسته و پارسا است؟ چرا ما دچار گناه می شویم و آنها نمی شدند؟ چه نیرویی در آنها بوده که باعث می شوه مصون بمانند؟ چکار کنیم که قادر شویم نفس خود را کنترل نمایید و دچار خطا و گناه نشویم؟

اگر کمی تامل نماییم در خواهیم یافت که راز عصمت و عدالت، اولا در بینش و آگاهی قطعی و یقینی و ثانیا در ایمان قوی و ثالثا در آزادی آنها از عوامل اسارت بخش و بیماری های اخلاقی و رابعا در عنایت خاص الهی به ایشان نهفته است، آنها به این دلیل معصوم بودند که عالم بودند و خویش را از بند هوا و شیطان رها ساخته بودند.

البته مقام عصمت مطلقه خاص معصومین (ع) است و کسی را یارای این مقام نیست، ولی مکانیزم دست یابی به مراتبی از آن اختصاص به ایشان ندارد، هر کس قادر است به مقدار اختیار؛ یعنی آگاهی، آزادی و ایمان خود از عنایت الهی و صفت عدالت و عصمت برخوردار شود.

در این زمینه اساسی ترین و مهمترین کاری که باید انجام دهیم، تقویت مبادی اختیار است. اگر انسان موفق شود که گزینش های خود را از روی آگاهی و آزادی انجام دهد، و به حقانیت و کارایی دین اسلام برای به سعادت رساندن انسان، ایمان داشته باشد، به راحتی خواهد توانست با حاکم نمودن عقل و شرع بر کشور وجودی خویش، نفس را تحت کنترل در آورد و از لغزش و گناه مصون بماند.

روش اساسی مبارزه با گناه:

۱- گناه شناسی: مبارزه مستقیم با گناه از طریق شناخت گناهان و تفکر در آثار و عواقب دنیوی و اخروی آنها.

۲- گناه ستیزی: مبارزه اساسی وغیر مستقیم با گناه از طریق مبارزه با زمینه های گناه و تقویت زمینه های صلاح.

به طور کلی زمینه های گناه عبارتند از:

الف. ضعف شناختی: ریشه تمامی ضعفها ی گرایشی، اسارت ها، رزایل اخلاقی و گناهان عملی تا حدود زیادی در ضعف شناختی و عقلانی انسان نهفته است، به همین دلیل هم راه اصلی اصلاح و تکامل انسان از شناختن و کسب آگاهی و تقویت عقل آغاز می شود. قرآن کریم می فرماید: «انما یخشی الله من عباده العلماء؛ تنها عالمان از خداوند پروا دارند».(فاطر، ۲۸)

ب. ضعف گرایش دینی: باورهای غلط، بی ایمانی یا ضعف ایمان و گرایش اعتقادی، زمینه ضعف گرایش عملی و درنتیجه گناه و نافرمانی خواهد شد.

پ. رذایل اخلاقی: رذایل اخلاقی مانند حسد، کبر، خود خواهی، غرور، خود پسندی و مانند آن در بسیاری از موارد زمینه گناه را فراهم می کند.

ت. ضعف آزادی: اسارت دنیا، لذت طلبی افراطی، هوای نفس، شیطان، عادت های مذموم، دوست بد، تجمل گرایی، مد گرایی افراطی و مانند آن اراده را ضعیف، شهوت را تحریک و زمینه گناه را در انسان فراهم می آورد.

نکته: در یک نگرش کلی و کلان می توان به این نتیجه رسید که زمینه گناه در انسان چیزی جز ضعف شناخت و اراده نیست، بنابر این در صورتی که انسان موفق شود مبادی اختیار؛ یعنی آگاهی و آزادی را در خویش تقویت نماید، خواهد توانست توسط آن هم ضعف عقلانی خود را جبران نماید و هم کنترل قوای نفسانی خود را در دست گیرد و جسم و جان خویش را از آلودگی و گناه حفظ نماید، در غیر این صورت راه هایی که به طور معمول ارائه می شود، چندان کار ساز نخواهد بود.

تقویت مبادی اختیار

با توجه به آنچه گذشت، مبادی اختیار در انسان و تقویت آن دارای گزینه هایی به شرح زیر است.

۱- تقویت شناخت، ایمان و عقلانیت: در زمینه خود شناسی و دین شناسی و هستی شناسی( خدا و جهان) و معاد شناسی. دراین قسمت ما برآن نیستیم که وارد حوزه های معرفتی فوق شویم و بخواهیم در باره آنها بحث نماییم زیرا که مجال آن جای دیگری است، ولی با طرح سوال های کوتاه و پاسخ آنها به گشودن راه کمک می نماییم.

الف- چرا باید خودمان را بشناسیم؟ چون اگر استعداد بی نهایت و ارزش های وجودی خود را نشناسیم، هرگز حرکتی نخواهیم کرد، تمام حرکت تکاملی انسان بسته به نوع و عمق شناخت انسان نسبت به ارزش های وجودی خود است.

ب- چرا باید هستی را شناسایی نماییم؟ چون انسان خلاصه هستی است و با هماهنگ و همراه شدن با هستی و قرب به خدای هستی و رنگ خدایی گرفتن به کمال می رسد، اگر هستی را نشناسد نمی داند چه باید کند به عبارت دیگر انسان قانون کمال را از هستی فرا می گیرد.

پ- نقش دین در زندگی انسان چیست؟ اگر چه انسان از هستی می آموزد و باید کتاب تکوینی حق را مطالعه و مشاهده کند.ولی برای مطالعه آن کتاب نیاز به شناخت فراوانی دارد، مشاهده کتاب تکوین کار هر کسی نیست، خصوصا در ابتدای راه آدمی با زبان هستی آشنا نیست و نیاز به مترجم دارد. دین ترجمان هستی است و به نحو بسیار ظریفی انسان را به رنگ هستی در می آورد. تمام دین در جهت به خدا رسیدن و قرب الهی برنامه ریزی شده است.

ت- در نهایت دانستن سرنوشت انسان در حیات اخروی و معاد چه کمکی به انسان می کند؟ معاد و قیامت فردای زندگی انسان است، فردایی که باید آن را بسازد و تا ابدیت در آن بماند، باید بداند ره سپار کدام وادی و مسافر کدام اقلیم وجود است، باید برای فردای خود چه توشه ای فراهم کند و چه مقدار به کار و کوشش بپردازد. ببیند با چه کسی می خواهد همراه و همنشین شود از همین نشئه با او آشنا و همراه شود تا در قیامت با مشکل روبرو نگردد.

۲- اصلاح صفاتی: اصلاح صفات و ملکات اخلاقی از طریق مبارزه مستمر با رزایل اخلاقی و درمان بیماری های قلبی و اخلاقی، مانند آنچه در بالا گذشت با روش بکار گرفتن ضد آن صفات، مطابق با آنچه در کتب اخلاقی آمده است، یکی از مهمترین مراحل خود سازی و رفع زمینه های گرایش به گناه است. این کار باعث خواهد شد که ریشه بسیاری از گناهان که رزایل نفسانی هستند، از درون انسان پاک شود و آدمی به قلب سلیم برسد و روحش آز آلودگی های نفسانی برکنار باشد.

۳- تحصیل آزادی: کار مهم دیگری که باید در این زمینه انجام پذیرد، مبارزه پی گیر با عوامل اسارت و تضعیف کننده مبادی اختیار و اراده (رزایل اخلاقی، دلبستگی به دنیا و مادیات، وابستگی های بی مورد به اشیاء و افراد، عادت های بد، سنت های غلط، و مانند آن) است. این مرحله انسان را قادر می سازد که در یک محیط کاملا آزاد و بدون هرگونه فشار از درون و بیرون، با اراده ای قوی و آگاهی کامل برای سعادت امروز و فردای خود تصمیم بگیرد و در حفظ خویش از گناه و تباهی و کسب سعادت دنیا و آخرت موفق گردد.

نقش ذکر و یاد خدا:

ذکر خدا آثار مثبت فراوانی دارد. «ذکر» از آن جهت که با ذاکر اتحاد وجودی می یابد و باعث حضور خداوند در دل و جان مومن است، موجب می شود که ذاکر خود را در مشهد و محضر خدا حاضر ببیند، و از کمال قرب او بهره مند شود. در نتیجه بر محور حیا از بسیاری از افکار پلید و اخلاق زشت و اعمال نکوهیده احتراز می کند.

این که انسان «حیا» را سرلوحه افکار و اعمال خود قرار دهد از مهمترین اهداف تربیتی اسلام شمرده می شود. خداوند در اولین آیات نازل شده بر پیامبر(صلی الله علیه و آله) روی این اصل تربیتی تاکید بسیار نموده، آنجا که می فرماید: آیا انسان نمی داند (و حیا نمی کند) از این که خدا او را می بیند؟(علق، آیه ۱۴)

مومن با این ویژگی در مصاف با اهریمن درون و بیرون که او را به هوی فرا می خواند و بساط هوس را را به روی او می گشاید، (بر آنها) پیروز می شود به طوری که برای دفع هر خطر آلودگی به گناه محفوظ می ماند یا برای رفع گناه مرتکب شده، تائبانه کوشش می کند. از سوی دیگر شیطان که عامل نسیان و غفلت از حق است با ذکر خدا رانده می شود. پس ذکر و یاد خدا یکی از دو اثر مثبت را خواهد داشت: یکی آن که مانع غفلت است و به اصطلاح جنبه دفع خطر دارد و دیگر آنکه نسیان پدید آمده را به توجه تبدیل می کند و به تعبیری جنبه رفع خطر دارد.

نکته مهمی که درباره ذکر خدا باید مراعات شود استمرار آن است. شیطان هرگز از تعدی نسبت به انسان صرف نظر نمی کند، بنابراین باید عامل دفع یا رفع آن نیز استمرار داشته باشد. از این رو به «ذکر کثیر» امر شده است. ای مومنان خدای را بسیار یاد کنید.(احزاب، آیه ۴۱)

یکی از مهمترین نمونه های ذکر، تلاوت قرآن است. سعی کنید از هر فرصتی برای این منظور استفاده کرده، آیات قرآن را با توجه به معانی و مفاهیم آن قرائت نمائید. مخصوصا شبها سوره واقعه را بخوانید. در باره فضیلت تلاوت این سوره از پیامبر عظیم الشأن اسلام نقل شده که فرمود: کسی که سوره واقعه را بخواند، نوشته می شود که این فرد از غافلان نیست.(تفسیر مجمع البیان، ج ۹ ص ۲۱۲، به نقل از تفسیر نمونه، ج ۲۳ ص ۱۹۴)

به قول حافظ:

زاهد ار رندی حافظ نکند فهم چه باک —- دیو بگریزد از آن قوم که قرآن خوانند

دستور العمل کلی ترک گناه:

۱- ترک زمینه گناه: این خود زیرمجموعه اى دارد که مهمترین آن عبارت از است:

کنترل چشم: دقیقا باید مواظب چشم خود بود که مبادا به نامحرم و کلاً هر آنچه که شهوت انگیز است، نگاه شود. امام صادق(ع) فرمود: «نظر دوختن تیرى مسموم از تیرهاى ابلیس است و چه بسا نگاهى که حسرت درازمدتى را (در دل) به ارث بگذارد» (سفینهالبحار، شیخ عباسى قمى، ماده نظر) تا حد امکان انسان از حضور در مجالس مختلط یا برخورد با نامحرم پرهیز نماید.

کنترل گوش: باید از شنیدنى هایى که ممکن است به حرام منجر شوند و زمینه ساز حرام هستند پرهیز شود. مانند موسیقى حرام، صداى شهوت انگیز نامحرم و….

ترک مصاحبت با دوستان ناباب: دوستانى که باعث مى شوند انسان گناه را مزمزه کند، در واقع دشمن هستند و باید از آنها پرهیز کرد.

از امام سجاد(ع) نقل شده: «حضرت از همراهى و سخن گفتن و رفیق بودن با پنج کس را نهى فرموده: کذاب، گناهکار، بخیل، احمق و کسى که قطع رحم کرده است».(همان، ماده صحب)

البته اینها از مهمترین زمینه هاى گناه هستند که باید ترک شوند ولى کلاً هر چیزى که زمینه گناه را فراهم مى کند باید ترک شود.

۲- ترک فکر گناه: ترک زمینه گناه سهم به سزایى در ترک فکر گناه دارد ازاین رو هر چه بیشتر و دقیق تر زمینه گناه ترک شود فکر گناه کمتر به سراغ انسان مى آید. این فکر گناه است که شوق در انسان ایجاد مى نماید و بعد از شوق اراده ى عمل سپس خود گناه محقق مى شود، مسلما تا اراده و شوق و میل نسبت به کارى نباشد انسان مرتکب آن کار نمى گردد.

سعی نمایید فکر گناه را به یاد خدای تبدیل نمایید، زیرا یاد خدا عامل گناه زدایی از ذهن، ضمیر و عمل انسان خواهد شد و جدیت و موفقیت در این امر پیروزی بزرگی برای انسان است. یاد خدا در واقع دفع دشمن شیطان و نفس از همان خاکریز اول است. قرآن مجید در وصف پارسایان می فرماید: پرهیزگاران چون گرفتار وسوسه شیطان شوند هماندم متذکر (یاد خدا) شده و بصیرت یابند.(اعراف، آیه ۲۰۱)

۳- اشتغال به برنامه شبانه روزى: حتما باید شبانه روز خود را با برنامه ریزى صحیح و متناسب وضع روحى و جسمى خود پر کنید و هیچ ساعت بیکارى نداشته باشید تا نفس شما را مشغول کند. در اوقات بیکارى وسوسه هاى نفس و شیطان به سراغ انسان مى آید و او را به فکر گناه و سپس به خود گناه مى کشاند امیرالمؤمنین على(ع) فرمود: براستى و حقیقت که این نفس (انسانى) پیوسته و مرتب به بدى امر مى کند در نتیجه هر کس آن را به خود واگذارد (و به کارى نگمارد) نفس او را به سمت گناهان مى کشاند».(الغرر والدرر، باب النفس به نقل از سرالاسراء، استاد على سعادت پرور، ج ۱، ص ۵۴۴، ح ۴)

۴- روزه گرفتن: روزه گرفتن قواى حیوانى و شهوانى انسان را تضعیف مى کند اگر قواى شهوانى ضعیف گشت قهرا فکر گناه هم کم رنگ مى شود. امام جعفر صادق (ع) فرمودند: هرگاه شکم پر شود طغیان مى کند. (المحجهالبیضاء، ملا محسن فیض کاشانى، ج ۵، ص ۱۵۰) مفهومش این است اگر شکم بر نشود طغیان نمى کند و بهترین قسم جوع و گرسنگى همان روزه گرفتن است.

تذکر این نکته بسیار ضرورى است که اولاً: روزه نباید براى بدن ضررى داشته باشد وگرنه شرعا حرام است. ثانیا: براى کارهاى روزمره مخل نباشد. ثالثا: اگر نه مضر بود ونه مخل فقط روزهاى دوشنبه و پنج شنبه باشد نه بیشتر، ولى در هر صورت اگر براى روزه گرفتن عذرى است مورد بعدى یعنى ورزش دو برابر شود.

۵- ورزش: هر روز ورزش لازم است البته آن ورزش هایى باشد که براى بدن ضررى ندارد مثل نرم دویدن و نرم طناب زدن و انجام حرکت هاى کششى و اگر براى روزه گرفتن عذرى هست زمان ورزشى دوبرابر شود مثلاً از بیست دقیقه به چهل دقیقه افزایش یابد.

۶- یاد مرگ و قیامت: یاد مرگ دل را از تعلق به شهوات جدا مى سازد و انسان را از گناه و فکر گناه باز مى دارد آنچه که بسیار مهم است این است که اولاً این فکر هر روز و مستدام باشد اگر شبانه روزى نیم ساعت باشد کافى است ثانیا در مکان خلوتى باشد مخصوصا اگر آن مکان خلوت خود محیط قبرستان باشد به هر گونه که این فکر در مرگ با جان عجین شود و باور دل گردد بسیار مطلوب است مثلاً یکى از کیفیت هاى فکر در مرگ را یکى از بزرگان چنین مى فرمود: تمام خاطرات تلخ و شیرین گذشته را در حد امکان مثل یک فیلم از ذهن بگذراند و به خود بباوراند که همه اینها گذشت و چند روز باقى مانده عمر هم مى گذرد لحظات جان دادن، وقتى که خویشان و نزدیکان را رها مى سازد و از تمام تلخ و شیرینى ها وداع مى کند و… همه و همه را به خوبى تأمل کند تا دل بلرزند و چشم بگرید.

امیرالمؤمنین على(ع) فرمود: «یاد کنید (مرگ را) درهم کوبنده لذات را و تیره و تلخ کننده شهوات را و دعوت کننده جدایى ها را».(الغرر والدرر، باب الموت، به نقل از سرالاسراء، استاد على سعادت پرور، ج ۲، ص ۱۵۹)

سخن آخر این است که این دستورات وقتى نتیجه مى بخشد که هر چه دقیق تر به آن عمل شود زمان نتیجه آن بستگى به شرایط و خصوصیات افراد دارد.

۷- استفاده درست و مطلوب از اوقات فراغت: یکی از زمینه های پیدایش انحرافات در جوانان و نوجوانان، استفاده نادرست آن ها از اوقات فراغت است. اوقات فراغت طولانی و بی برنامه نوجوانان را عاصی و سرگردان می کند. آن ها به تدریج سرخورده و مأیوس می شوند و در نتیجه به دنیای درون خویش پناه می برند و در کنج خلومت و انزوا راهی برای مشغولیت خود می جویند.

۸- بر خورداری از روابط سالم انسانی: جوانان و نوجوانانی که روابط نامطلوب و ناسالم دارند و با افراد منحرف و بی بند و بار دوست و رفیق هستند، کم کم به انحرافات کشیده می شوند و تحت تأثیر امور شهوانی قرار می گیرند. نفوذپذیری جوانان از دوستان و همسالان بیش از سایر گروه ها است. در سنین بلوغ صحبت های آهسته و در گوشی بین نوجوانان بیش تر می شود و محور این گفتگوها، غالباً مسایل جنسی و امور شهوانی است که به صورت مخفیانه و به دور از انظار بزرگ ترها طرح می شود. برای پیشگیری از انحرافات اخلاقی سعی کنید از دوستی های آلوده و مشکوک جداً پرهیز نموده و با افراد سالم و مذهبی ارتباط برقرار نمایید.

۹- پرورش تقوا و معنویت در وجود خویش: همه آنچه بیان شد، به نحوی می توانند در پیشگیری از انحرافات اخلاقی و طغیان شهوت و غریزه جنسی نقش داشته باشند، اما آن چه بیش از همه ضروری است و به صورت زیربنایی در شخصیت و رفتار جوان مؤثر است. پرورش معنویت و تقویت ایمان و تقوای الهی است. ما در عصری زندگی می کنیم که جهان به شدت در مادیات فرو رفته و یک سره غرق در جاذبه های نفسانی و امور شهوانی گردیده است. در شرایط کنونی، خلأ عظیم و هولناکی از اخلاق و معنویت پدید آمده و تمامی مشکلات انسان ها نیز از همین جا ناشی شده است.

اگر با تقویت ایمان و نیروی اراده، باورها و اعتقادات نوجوانان تقویت گردند، بدون شک بخشی از مشلکات آنان به ویژه در زمینه مسایل اخلاقی و شهوت و غریزه جنسی درمان می شود.

اگر نوجوان از ته دل باور نمود که تمام اعمال و رفتار او را خدا می بیند و بر اساس عملکرد افراد به آن ها پاداش می دهد و اساساً سعادت و خوشبختی انسان به دست خودش می باشد، در این صورت احتمال اینکه مرتکب گناه نشود بسیار زیاد است.

یقین داشته باشید، تا زمانی که نیروی ایمان و تقوا در وجود انسان بارور و تقویت نگردد، هیچ ضمانتی از شهوت و انحرافات اخلاقی وجود ندارد. به خصوص در وضعیت کنونی که عوامل تحریک کننده بسیار زیاد است. بنابراین قبل از هر چیزی سعی کنید نیروی ایمان و تقوا را در وجود خویش بارور کنید. اگر فکر و ذهن شما متوجه خدا باشد و همیشه نماز خود را اول وقت انجام دهید، خداوند شما را یاری می کند تا از هر گناهی مصون بمانید و تحت تأثیر شهوت و غریزه جنسی قرار نگیرید. خداوند متعال در قرآن کریم می فرماید: «ان الصلوه تنهی عن الفحشاء و المنکر» به درستی که نماز انسان را از هر گونه آلودگی و عمل زشت و گناه دور نگه می دارد. نماز واقعی نه تنها والاترین عامل کنترک شهوت و دفاع در برابر هجوم انحرافات اخلاقی تلقی می شود، بلکه عامل تهاجمی علیه انحرافات و شهوت ها نیز محسوب می گردد.

۱۰- تسهیل و تسریع در ازدواج: علاوه بر آن که جوان سعی در کنترل شهوت و غریزه جنسی می کند، باید برای ازدواج که یگانه راه درست ارضای غریزه جنسی می باشد، نیز اقدام کند به این معنا که پسرها از ۱۸ سالگی به بعد می توانند به فکر ازدواج باشند و اگر شرایط را مساعد می بینید، از همین سن مقدمات آن را فراهم کنند و دخترها هم چنان چه مورد مناسبی به خواستگاری آن ها آمد به دلایل نوعاً غیر موجه و پوچ مثل هنوز زود است، می خواهم درس بخوانم، داماد وضع مادی خوبی ندارد و… از ازدواج خودداری نکنند و والدین هم سنگ اندازی های غیز منطقی نداشته باشند.

امید است با رعایت این نکات و به خصوص توجه به تقوا و نماز بتوانید غریزه جنسی و حس شهوت را در خویش کنترل و مهار نمایید و زمانی که فرصت مناسب برای ازدواج فراهم گردید، به ازدواج اقدام کنید.

چند توصیه:

یک. هیچ گناهی را کوچک نشمارید.

دو. در ابتدای روز با خدای متعال شرط کنید که گناه نکنید و در طول روز مراقب اعمال و رفتار خود باشید و در پایان روز از خویش حساب بکشید. اگر از عملکرد خویش راضی بودید، خدای را شکر گویید و در صورتی که راضی نبودید، بر خویش سخت بگیرید.

سه. بدانید که همواره در محضر خدای بزرگ هستید، او بر شراشر وجود شما اشراف دارد و از ظاهر و باطن شما آگاه است.

چهار. از خداوند با دعا و نیایش استعانت و استمداد بجویید، زیرا که خود فرمود: اگر فضل و رحمت خدا بر شما نبود هیچ کدام به فضیلت و تزکیه روی نمی آوردید.(نور، آیه ۲۱)

پنج. اعمال و عادات نیکو را جایگزین رفتار ناپسند نمایید؛ مانند شرکت دائمی در نماز جماعت، نماز شب، زیارت اهل قبور و دعا. قرآن کریم می فرماید: خوبی ها سرانجام میدان را بر بدی ها تنگ خواهد کرد و آنها را از بین خواهد برد.(هود، آیه ۱۱۴)

شش. مطالعه پیرامون زندگی پارسایان و زاهدان و مطالعه کتب اخلاقی ر فراموش نکنید.

راهکارهای عملی:

در پایان علاوه بر راهکارهای ارائه شده که رعایت آن ها می تواند به شکل زیربنایی این مشکل را برطرف کند یک سری توصیه های کاربردی تر به اختصار ارائه می شود:

۱- مراقب نگاه تان باشید.

۲- از خلوت با نامحرم، سخن گفتن و شوخی کردن با آن ها جداً خودداری کنید.

۳- از فکر کردن، تصور و تخیل جنس مخالف و مسایل جنسی خودداری کنید.

۴- از نگاه کردن به تصاویر و فیلم های تحریک کنند جداً خودداری کنید.

۵- از شوخی های جنسی و محرک پرهیز کنید.

۶- در صورت شدت شهوت، خوردن غذاهای محرک و دارای کالری زیاد مانند خرما، پیاز، فلفل و… را به حداقل برسانید.

۷- برای تعدیل نیروی جنسی خود حتماً ورزش و تحرک جسمانی و کار فیزیکی و بدنی را در زندگی روزمره خود لحاظ کنید.

۸- دعا و توسل برای نگهداری ایمان و رفع مشکلات می تواند مفید باشد.

۹- روزه گرفتن موجب کاهش نیروی جنسی می شود.

۱۰- سعی کنید در طول روز با وضو باشید و از نورانیت آن استفاده کنید.

در پایان توجه شما و همه جوانان عزیز را به این روایت جلب می کنم:

امام علی(ع) می فرمایند: «اکره نفسک علی الفضائل فان الرذائل انت مطبوع علیها؛ با سعی و مجاهدت فضایل اخلاقی را به نفس سرکش خود تحمیل کن، زیرا خواهش طبیعی بشر بر شهوات و رذایل اخلاقی است».

در این زمینه ر.ک:

۱- گناه شناسی، محسن قرائتی.

۲- گناهان کبیره، شهید دستغیب.

۳- شهید دستغیب، قیامت و قرآن (تفسیر سوره طور)

نویسنده : ابوالقاسم بشیری

پاسخ دهید

ایمیل شما منتشر نخواهد شد.


چهار + 2 =

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>